به تو فکر میکنم. شاید بدانی و شاید نه.
اما دانستن یا ندانستن ات چه تفاوت دارد؟ اگر بدانی که من به تو فکر میکنم و به سراغم نیایی، که پس محبت من بیهوده است. اگر ندانی پس نادانی و از حال آدمان بی خبر، و مرا با اهالی بی خبرستان راهی نیست. و در هر دو حال مرا به جز پریشانی راهی نیست.
کاش اینجا بودی.
کاش اینجا بودی.
کوله باری از خطر را بدوش میکشم . عرق سختی روزگار بر تنم روان در جاده ناهموار زندگی به سوی کوههای تنومند بی پروا . از میان دلم فریاد میزند : من کیستم ؟ در این حین گلی در باغستان چه عاشقانه مینگریست . فرشته غافل از خشم روزگار شب را انتظار می کشید و عاقبت در تنهایی خود عاشقانه خفت . من کیستم ؟
پاسخ دادنحذف