خدا پدر فیسبوک رو بسوزونه। آدم میره پروفایل ملتی رو که سالهاست ازشون خبر نداره رو میبینه و یه حالی میشه. اصلا به من چه که دوست سابقیو که ۵ ساله ندیدم موهاشو چه جوری کوتاه کرده؟ یا دختر خوشگل محل چه جوری لباس پوشیده؟ یا پسری که مدتها دوست داشتم با کی میلاسه؟ بابا دیگه کی حال داره؟؟؟
آره داداش، دیگه از ما گذشت। دیگه ما میخوایم چشمامونو هم بزاریمو یادمون بره که احساس داریم. که انسانیم. که زنیم. دوستیم. صداقت داریم. دیگه از انسانیت خسته شدم. انسانیت خیلی درد داره.
ما که با خوبیو صداقت جایی رو نگرفتیم. ایشالا پستی و رذالت مارو جاهای خوب ببره.
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱, پنجشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
شما مال این حرفا نیستید . امیدوارم همیشه خودت باشی . یه وقت از لشکر صداقت بیرون نیای .
پاسخ دادنحذفراستی گفتی فیس بوک یاد کاربری خودم افتادم
http://www.facebook.com/majid.dehghani1
تونستی یه سری به ما بزن .
سربلند باشید .